تبليغاتX
یادداشتهای دختری که دوست داشت کوچک بماند
جمله قصار
 دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسید و اين رنج است . زندگي يعني اين.... دکتر شريعتي

 

+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 0:57 توسط فرناز |

روز زن مبارک
دیروز روز زن بود.این روز را به همه زنهای خوب دنیا تبریک میگم.خیلی حیفه که مردا و حتی خودمون فقط همین یک روز به فکر ارزشهای والای وجودی زن و مهم تر از اون مادر می افتیم.خداییش فکر کنین اگر مادر توی یک خانواده ای نباشه زندگی چه جهنمی می شه.مادرم دوست دارم.به قدر همه قطرات اشکی که برایم ریختی.به قدر همه لحظاتی که به فکر آسایش من بودی.هر چند که لیاقت محبتهاتو ندارم.اما تو که از من توقع زیادی نداری.در همین حد که کادویی که اداره روز زن بهم می ده را برایت بیارم راضی هستی.مگه نه گلم؟!

جدیدا رفتم تو کار تماشای فیلم هالیوودی.اولش که کاملا این حس بهم دست داد که خیلی خدا هستند.چون دست کارگردان ها باز است و ریزترین مسائل را هم به راحتی می تونند تو فیلمهاشون نشون بدن.اما یک مدت که گذشت دیدم نه زیادی جوگیر بودم.موضوع اکثر فیلمهاشون تکراریه.خیانت زن به شوهر یا برعکس.این چیزیه که البته متاسفانه تویه دنیا  زیاد شده. اما در عین اینکه از موضوعاتش خسته شدم ولی بازی هنرپیشه هاش خیلی خوب و تاثیرگذاره.جوری که آدم مثل وقتی که یک کتاب را می خونه و چند وقت توی حس و حالش می مونه بعد از تماشای فیلم هم انگار یه مدت داری یه جای دیگه زندگی می کنی.به هر حال هدف من از تماشای این فیلمها تقویت انگلیسی بوده.حالا ببین به چه جاهایی داره کشیده می شود این برنامه.

تحمل اخلاقیات اطرافیان توی اداراه این روزا برایم به یک معضل تبدیل شده.یکی دروغگو و حسوده.یکی ذهنش به طور کامل منحرفه(بیچاره شوهرش).یکی مغرور و از خودراضی.یکی عصبی.یکی حساس و ... اما حیف که جرات نمی کنم آدرس اینجا را بهشون بدم تا بتونن کمی به خودشون بیان.   خیلی دوست داشتم یکی از این همکارهای قلاچم!! وبلاگ داشتن تا از من می نوشتن.اگرچه فکر نکنم که به جز خوبی من حرفی برای گفتن داشته باشند.

زندگی می تونه ساده ساده و یا مشکل و غیرقابل تحمل باشه.بستگی به ما داره که چقدر بخواهیم مته به خشخاش بگذاریم.عزیزکم اینکه جورابه طرف با رنگ کت و شلوار دامادیش ست نبوده دلیل نمیشه که از مراسم لذت نبرد.آدما هر چه کمتر دقیق و حساس باشند خوشحالتر هستن

 شب خوش..................................

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 22:52 توسط فرناز |

امروز روز خوبی نیست
ـ امروز روز خوبی نیست.چون آقای TA عزمشو جزم کرده که پدر ما رو در بیاره. خیلی هم فکر می کنه که انسان نابغه ای هست.دوست دارم صداش بزنم خیار چنبر(دلیلش اینه که خیلی این اسم برازنده اش هست).خیار چنبر ظالمم! اینکه یک ذره بیش تر از ما درباره این مطلب می دونی دلیل نمی شه که این قدر ما رو تحقیر کنی. تازه نمی دونم چه طوری دلت شد که آخرش به ما بگی که میندازمتون اگر ......  اصلا تقصیر ما بود که از روز اول آدم حسابت کردیم

ـ اینکه کارمندهای قدیمی کلی منضبط بودن و اصلا اصلا هم مرخصی استعلاجی نمی رفتن به من مربوط نیست.من می دونم که نمی تونم به خودم فشار بیارم. چه از نظر آقای دکتر تنبلی بیاد و چه تمارض به مریضی برام مهم نیست.

ـ قابل توجه بعضی ها که میان اینجا و به خیال خودشون نظرهای حالگیری می ذارن و به هیچ وجه نمی تونن فمنیست ها را تحمل کنن : شما به جای اینکه رفتین  امریکا و مثلا دارید درس می خونین باید می رفتین عربستانی افغانستانی جایی و یک ۶ تایی زن می گرفتین تا به همه ثابت کنین که تا چه حد متحجرین!!

ـ چند وقت بود که احساس می کردم که خیلی داریم خانوادگی پول خرج می کنیم.کلی در پی دلیلش بودم.اول فکر کردم که بابام بالاخره یک اختلاس حسابی کرده. ولی بعد که یک ذره کنکاش کردم دیدم نه بابای من هنوز همون حاجی سابقه! آخر سر راز ماجرا را مامانم بدین گونه فاش کرد : دلیل ثروتمند شدن ما  اینه که یک نون خور از جمعمون کم شده(منظورم به هیچ وجه کامران خان نیست(به قول خودت این به اون کامنتی که گذاشتی در))

ـ فعلا هوا بیش از حد اینجا هوا گرم بید و من دیگه نمی تونم ادامه بدم.باید زودتر برم یک جای خنک تا نمردم.تا بعد....

ـ خوب خدا رو شکر آقای خیار چنبر بالاخره رضایت داد که نمره ما رو بده و در نهایت روزی که واقعا برای من به سختی طی شد عاقبت خوبی داشت.(اما خودمونیم هان فکر کنم TA محترم در زیر ظاهر خشنش قلب مهربونی دارد.احتمالا بعدها دلم برای خنده های مضحکش تنگ می شه)

ـ

+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 15:11 توسط فرناز |

اندر مدح بانوان
خداوند در مورد خلقت زن به فرشته گفت:
زن ها واقعا" حيرت انگيزند.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير مي کنند.

همواره بچه ها را به دندان مي کشند.
سختي ها را بهتر تحمل مي کنند.
بار زندگي را به دوش مي کشند، 
ولي شادي، عشق و لذت به فضاي خانه مي پراکنند.
وقتي مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتي مي خواهند گريه کنند، آواز مي خوانند.
وقتي خوشحالند گريه مي کنند.
و وقتي عصباني اند مي خندند.
براي آنچه باور دارند مي جنگند.

در مقابل بي عدالتي مي ايستند.
وقتي مطمئن اند راه حل ديگري وجود دارد، نه نمي پذيرند.
بدون کفش نو سر مي کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهي يک دوست مضطرب، با او به دکتر مي روند.
بدون قيد و شرط دوست مي دارند.
 
وقتي بچه هايشان به موفقيتي دست پيدا مي کنند گريه مي کنند و و قتي دوستانشان پاداش مي گيرند، مي خندند.
در مرگ يک دوست، دل شان مي شکند.
در از دست دادن يکي از اعضاي خانواده اندوهگين مي شوند،
با اينحال وقتي مي بينند همه از پا افتاده اند، قوي، پابرجا مي مانند.
آنها مي رانند، مي پرند، راه مي روند، مي دوند که نشانتان بدهند چه قدر برايشان مهم هستيد.
 
قلب زن است که جهان را به چرخش در مي آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلي موجودند مي دانند که بغل کردن و بوسيدن مي تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادي و اميد به ارمغان مي آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند
زن ها چيزهاي زيادي براي گفتن و براي بخشيدن دارند

خداوند در ادامه گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
فرشته پرسيد : چه عيبي ؟
خداوند گفت : قدر خودش را نمي داند

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 15:5 توسط فرناز |

بابام..
شاید من هیچوقت به بابام این حرف رو نزنم اما دلیل نمی شود که اینجا نگم.بابای من مرد خوبیه حتی اگه مرسدس قهوه ای داشته باشه یا به قول ARK  مهرورزی نشده باشه.هر چند گاهی فکر می کنم که دوست داشتم که یک بابای ناتو داشتم که الان پولش از پارو بالا می رفت ولی به هر حال بابای من الان حاج کریم هست و مردی است از تبار خوبان روزگار................

در ضمن در مورد این وبلاگ والا من فکر نمی کنم بشه از این ساده تر نوشت. اما در مورد رنج دیگر تا حدودی موافقم که برای دیپلم به بالاها نوشته می شود

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 11:30 توسط فرناز |

آدما
خداييش آدما خيلي با هم فرق دارند.يکي مثل باباي من اين همه انسان که خداييش تو زندگيش هيچوقت حق کسي را نخورده و براي همين هم هستش که الان شايد به نظر خيلي ها به اونجايي که بايد مي رسيده نرسيده.ولي الان که من يک ذره بيشتر توي جامعه اومدم مي فهمم که همين صنار (ديکته اش درسته؟) سه شاهي که داريم شرف دارد به ميليارد ها پول که از راه حرام وارد زندگي آدم بشود.اونوقت اين آقاي و.ب.ط با اين همه ادعاي حزب اللهي بودنش(به قول خانم نعيمي حزب شيطوني) گند زده به سيستم بانک با اون فک و فاميل هاي رنگ و وارنگش.
توي اين دوره و زمونه اگر به کسي خوبي مي کني اصلا نبايد انتظار داشته باشي که اونم با خوبي جوابتو بده. بلکه اکثرا برعکسش هم اتفاق مي افته.به هر حال ما ايراني هستيم و هيچ کس توي کل دنيا توي انسانيت به پاي ماها نمي رسه
 از طرفي بعضي از آدما هم هستن که خيلي گناهن.مثل آقاي فوقاني همکارمون که امروز بازنشسته شد.حيووني حتي نمي تونست 2 کلمه حرف بزنه بس که خجالتي بود.براي همين هم دو سه خط روي کاغذ نوشته بود و از رو خواند.آخرش هم نزديک بود که بزنه زير گريه.
گاهي اوقات فکر مي کنم که خيلي ناشکرم.ولي خوب اگر که آدم همه اش بخواد خودش را با اونايي که ازش پايين تر هستند مقايسه کنه که به هيچ جا نمي رسه.ولي اگرم همه اش بخواي با بالايي ها مقايسه کني دچار ياس فلسفي مي شي.مثلا چي مي شد اگر من به اندازه بيل گيتس پول داشتم؟!!!! يا اگه مثل آنجلينا جولي آنقده معروف بودم که ملت سر عکس جنينم بزنن تو سر و کله هم؟!! يا چرا اونقدر راه دور برم، مثل خيلي از هنرپيشه ها و فوتباليست هاي خودمون يکهويي يک پول هنگفت ميومد توي جيبم؟! هي خدا جونم، کرمتو شکر.....

معلوم نيست اين مامان اينا چرا نظر ما را درباره خريد قالي مي پرسند، وقتي آخرش پشيزي به حرفت اهميت نمي دن؟ خوب بابا قبول شما مي خواين براي خونه خودتون قالي بخريد نه براي جهيزيه ما، خوب پس از اول سنگين و رنگين خودتون انتخاب کنيد ديگه.
خدا به همه مامان هاي اين دوره و زمونه خصوصا از نوع شاغلش صبر جميل عطا کناااد.چقدر بچه ها اين روزا از خود راضي و پررو شدن.حالا مي گن که بچه بايد اعتماد به نفس و از اين حرفا داشته باشه ولي آخه هر چيزي هم حدي دارد ديگه.اينا فکر مي کنن که زمين و زمان نوکر دست به سينه شون هستن
يک طورايي حسابي حوصله ام از اين اتاقي که بيش از 3 ساله توش هستم سر رفته.ولي با شرايط موجود نمي تونم جامو عوض کنم.پس بايد تحمل کنم

فوتبال هم که اين روزا به کل اعصاب برامون نگذاشته.خيالمون که از بابت تيم به اصطلاح ملي راحت شد ، حالا بايد بنشينيم پاي تلويزيون و باخت تيم هاي محبوبمون را که بعضا هم بر اثر داوري غير مطلوب اتفاق مي افته شاهد باشيم.به قول عادل همينه که فوتبال را خيلي زيبا کرده

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 20:18 توسط فرناز |

 
Blogroll Me!